X
تبلیغات
رایتل
آسمان آبی
  
 جایی برای نوشتن روزنوشت هایم در کمال آرامش!
 
آرشیو
موضوع بندی
 
چهارشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1386
ساندی در سرزمین عجایب!

سلام به همه دوستای خوبم
این چندروزه یکمی سرم شلوغ بود.  قرار بود دیروز امتحان میان ترم باشه که به یکشنبه هفته بعد موکول شد.هم استاش سختگیره و هم درس سختیه...
از همه شما به خاطر حرفهای قشنگی که توی پست قبل نوشته بودید ممنونم

من واقعا نمیتونم درک کنم بعضی ها در مورد شعور دیگران چه فکری میکنند!...من گاهی وقتها برای بعضی آشناها مشاوره کنکور و انتخاب رشته آزاد و سراسری میکنم(به طور رایگان!)...همشون هم دانشگاه قبول شدن و الان دارن تو سالهای مختلف درس می خونند...امسال زمستون برادر زاده یکی از اشناهامون می خواست توی کنکور شرکت کنه...خلاصه یک شب خودش به اتفاق کل خانوادش شام اومدن خونه ما تا فرم کنکور دانشگاه رو براش پر کنم و یکمی هم راجع به مسائل کنکور و رشته ها توضیح بدم... وقتی اومد خونمون و نشستیم که دفترچه رو بخونیم و فرم پر کنیم من  هر یک دقیقه‌ یکبار از آی کیو این دختر ِاین شکلی میشدم... .. اخرش به دلیل جلوگیری از اقدام به قتل عمد،! بهش پیشنهاد دادم بره یکمی استراحت کنه من خودم کل فرم رو پر میکنم...بعد از اینکه کارم تموم شد تازه موقع توضیح دادن رشته ها و رتبه و تراز و درصد دروس بود...خلاصه برگشت گفت می خوام روانشناسی دانشگاه تهران بخونم!...چون دوست دارم رشته ام توش ریاضی نداشته باشه و لطیف و رمانتیک باشه...!!!حدودا پونصدتا سوال کرد و من مجبور شدم هر سوالو پونصد دفعه  توضیح بدم ، بعد از اون شب هم دوسه بار در مورد برنامه ریزی و...تلفنی و حضوری براش توضیح دادم که ماحصل تمام این مشاورات اموزش و غیر آموزشی سفید شدن یکعدد از موهای سرم بود

خلاصه دیروز همون فامیلی که این دختر خانم برادرزاده اش بود با من تماس گرفت:
من:بله؟
فامیلشون:سلام..خوب هستین؟
من:مرسی..شما خوبید؟
...
...

(اینا قسمتهای غیر مرتبط به ماجرا بود! )
فامیلشون:راستی یک خبر خیلی خوب...

من:بفرمایید...

فامیلشون:م...رشته روانشناسی بالینی دانشگاهِ تهران روزانه و دانشگاه قزوین و دانشگاه پیام نور کرج و یه دانشگاه دیگه تو تهران قبول شده..رشته روانشناسی بالینی دانشگاه تهران رو انتخاب کرده بخونه..رتبه اش هم سه رقمی شده...

من:...

فامیلشون:آره خلاصه چهارتا دانشگاه قبول شده ..امروز بهم خبر دادن.امشب هم به مناسبت قبولیش تو دانشگاه مهمونی گرفتن...

من:تبریک میگم ،ببخشید ولی الان فقط رتبه ها رو اعلام کردن ، کسانی که مجاز شدن حق دارن توی قسمتهایی که مجازند انتخاب رشته کنند،تازه شهریور  معلوم میشه هر کسی چه رشته و دانشگاهی قبول شده..یه عده هم ممکنه قبول نشن!

فامیلشون:نه،خودش به من گفت که دانشگاه تهران و ۳ تا دانشگاه دیگه قبول شده شاید امسال فرق کرده شما خبر نداری...!!!

من: ولی اونشب که شما با خانواده اومدین منزل ما اگه یادتون باشه من برای ایشون دفترچه رو پرکردم و توضیح دادم که باید چکار کنند...

فامیلشون:(اصلا به روی خودش هم نیاورد که شنیده من در مورد دفترچه و اونشب چی گفتم!)خلاصه امشب دارم میرم خونشون..حالا خودم باید ببینم چه تصمیمی می خواد بگیره...دانشگاه الزهرا هم خیلی خوبه...شاید رفت اونجا روانشناسی بالینی خوند...

من:...بله...خواهش میکنم!!!

....

فامیلشون:خب تا دیرم نشده دیگه برم...خداحافظ!

من:...

پی نوشت:این فامیلشون مثلا مهندسه!...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 101361


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها